گزارشی از وضعیت كار زنان جوشكار
پشت این در سنگین آهنی صداست كه در گوش ات می پیچد و در مغزت لانه می كند. صدا، صدای پتك آهنگر است. صدا، صدای غژ غژ دستگاه هایی است كه حالا در دستان پینه بسته آهنگر بر روی آهنی سخت می چرخد و می چرخد. صدا، صدای دستگاه های عظیم الجثه ای است كه چرخ دنده هایش به واسطه بازوان كارگران به حركت درآمده تا وسیله ای ساخته شود برای آسایش مردمان. صدا، صدای عمر و جوانی است كه حالا خرد می شود و صدا، صدای سمفونی گوشخراشی است كه می نشیند در روح و جانت. اینجا میدان جنگ نیست و میدان كارزار است. اینجا پر از میزهای آهنی است و پتك های سهمگین. وارد كارگاه كه می شوی پر است از آهن آلاتی كه قرار است به هم جوش بخورند و پیچ و مهره شوند و دستگاهی ساخته شود برای جریان برق. اینجا انسان ها گم شده اند در لابه لای آهن آلات و دستگاه ها و دود و سر و صدایی كه تحملش را هر انسانی نتواند. به نیمه های كارگاه كه می رسی دستگاه دریل بزرگی را می بینی و شاید با بهت به دختری می نگری كه قطعات آهنی را در گیره ای به دقت می بندد و دریل را به حركت درمی آورد؛ الهام نامش، كارگری شغلش و اپراتوری دستگاه دریل سمتش: این دستگاه، دریل ستونی نام دارد، قطعات كوچك را با دست جابه جا می كنم، اما برای قطعات بزرگتر از جرثقیل استفاده می كنم.
الهام حالا چهارسال سابقه كار دارد از كارش راضی است و حاضر نیست پشت میزی بنشیند و به اصطلاح كارمند شود.مهم نیست دیگران چه می گویند یا چه فكری در مورد من كه دختر هستم و این كار را انجام می دهم دارند، مهم این است كه من از كارم لذت ببرم كه می برم.
جرثقیل را بر بالای سر به حركت درمی آورد و قطعه ای دیگر بر گیره كارش می بندد و مته را عوض می كند. هركاری سختی دارد اما در كنار آن لذت هم دارد به شرطی كه با عشق به كارت نگاه كنی. مثلاً دختری كه آن طرف كارگاه به كار جوشكاری مشغول است اگر با عشق به آن نگاه نكند ممكن است علاوه بر صدمات روانی هر روز صدمه ای فیزیكی بر او وارد شود.



)


















هر کدوم از دانشجویانی مکانیک چمران ورودی 87 که مایل هستند از نویسندگان این وب شوند در قسمت نظرات اعلام کنند تا اسرع وقت جزو نویسندگان وب شوند.