عمرانی های ...

يچه ها سلام !!

حتما اگهي مسابقات سازه هاي ماکاروني (خرپا) رو ديدين و ميدونين که سه شنبه همين هفته مسابقش داره برگزار ميشه. بچه هاي خودمونم مي خوان 2تا سازه شرکت بدن.

همونطور که ميدونين براي خرپا ماکاروني باريلاي 50cm حياتيه ولي بچه ها هر چي زور زدن تو اهواز باريلا پيدا نکردن و از قرار معلوم بچه هاي عمراني باريلا خيلي زياد دارن. حالا قابل توجه اونايي که ميگن عمرانيا به مکانيکيا حسودي نميکنن (مخصوصا بعضي از عمرانياي 87) ....

بچه هامون رفتن به يکي از بچه هاي عمران... گفتن که چندتا از اون باريلاها بهشون بده که بتونن با يه سازه خوبتر تو مسابقه شرکت کنن. بازم قابل توجه اونايي که ميگن دعوايي نيست.... پسره دراومده بهشون گفته که ""به شرطي بهتون باريلا ميدم که اگه تو مسابقه مقام اورديد۳/۱جايزتونو بديد به من"".

زجر آورتر اينه که همين پسره وقتي ميخواست تو مسابقات خرپاي کاشان شرکت کنه و هيچ کدوم از هم گروهياش محل ... هم بهش نذاشتن همين رفيق مکانيکيه ما پايش شد و با خرج خودش باهاش رفت.

سرتونو درد نيارم (البته ميدونم که مکانيکياي با غيرت الان در اوج عصبانیت بسر ميبرن)

ديگه خودتونبن و خودتونبن و غيرتتون و مکانيکي بودنتون و ... واسه حمايت از دوستامون تو روزه مسابقه که ....

مسابقات سه شنبه۲۴/۱/۸۹ از صبح تا عصر(چون سازه های مختلف باید باگزاری بشن معلوم نیست چه زمانی نوبت ما باشه !) 

وعدمون سه شنبه تو آمفي تئاتر مهندسي

چگونه فردي دوست داشتني شويم ؟


گام 1 - از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گِله و شکايت بپرهيزيد.  
گام 2 - در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد.
گام 3 - ديگران را دوست بداريد و به آنها علاقه مند شويد.
گام 4 - خواسته هاي ديگران را درک کنيد .
گام 5 - هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.
گام 6 - به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست ؛ پس ديگران را به نام صدا بزنيد و با او احساس نزديکي کنيد . (از این به بعد دیگه نگیم ۱۴ بگیم رضا ! )
گام 7 - شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقه منديهايشان حرف بزنند .
گام 8 - در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .
گام 9 - اين باور را به ديگران القا کنيد که قدرت زيادي دارند و براي خود کسي هستند، و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .
گام 10 - هميشه براي اين که بهترين نتيجه را از بحث و مجادله بگيريد، سعي کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .
گام 11 - به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز از عبارت تو اشتباه مي کني استفاده نکنيد .
گام 12 - اگر خطايي از شما سرزد، با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بدانيد که انسان جايز الخطاست .
گام 13 - سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران براي شريک شدن در آرامشتان به سوي شما بيايند .
گام 14 - اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .
گام 15 - باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خود بهترين است .
گام 16 - همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد، تا بهترين باشيد.

نوروز 88

مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو پیشاپیش مبارک

                                       -------------------------------------------------------

                 نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!

-----------------------------------------------------------------

جوایز اسکار

برندگان اسکار سال به عنوان مهمترین رویداد جهانی فیلم به شرح زیر می باشد:

اسکار بهترین فیلم: میلیونر زاغه نشین به کارگردانی دنی بویل

اسکار بهترین کارگردانی: دنی بویل کارگردان فیلم میلیونر زاغه نشین

اسکار بهترین فیلمنامه اوریجینال: فیلمنامه میلک، نوشته داستین لانس بلک

اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی: فیلمنامه میلیونر زاغه نشین، فیلمنامه نویس: سایمن بوفوی

اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد: شان پن، فیلم میلک

اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن: کیت وینسلت، فیلم خواننده

اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد: بازیگر فقید هیث لجر، فیلم شوالیه تاریکی

اسکار بهترین بازیگر مکمل زن: پنه لوپه کروز برای ایفای نقش در فیلم ویکی کریستینا بارسلونا

ادامه نوشته

شعر انگليسي

 

 asked God to take  
     
away my habit
  
 
God said, no
  
 
It is not for me to
  
 
take away, but for
  
 
you to give it up
  
 
I asked god to grant me patience
  
 
God said, no
  
 
Patience is a byproduct of
  
 
tribulation
  
 
It isn’t granted, it is learned
  
 
I asked god to give me
  
 
happiness
  
 
God said, no
  
 
I give you blessings
  
 
happiness is up to you
  
 

   از خدا خواستم عادت های     
   زشت را از من دور کند.
   خدا فرمود: خودت باید آنها
    را رها کنی. 
   از او خواستم لا اقل به من صبر عطا 
   کند. 
   فرمود: صبر، حاصل سختی 
   و رنج است.
   عطا کردنی نیست، آموختنی است.
   گفتم:مرا خوشبخت کن.
   فرمود:« نعمت» از من
   خوشبخت شدن از تو.
   از او خواستم مرا گرفتار
   درد و عذاب نکند
   فرمود: 
   رنج کشیدن تو را از دلبستگی های دنیا جدا  
   و به من نزدیک میکند
.

روز بی آبی در خوابگاه مجد

روز بی آبی

 دهنم سرویس است

جای من اینجا نیست

در پس پرده ی این بی آبی

چه کسی مسؤل است؟

من و این فشار جان فرسا را چه کسی دریابد؟

و چرا داد مرا دادگری نمیابد؟

بر بساطی که بساطی نیست

دست شویی پر از خالی است

لوله اش ترکیده است

لوله کش نامده است

همچنان می فشرم

بدنم را سخت در تنگ

سرپرستی می گوید

تا به امشب لوله کش درگیر است

باز هم می گویم

من و این فشار جان فرسا را چه کسی دریابد؟

و چرا داد مرا دادگری نمی یابد؟

شاعر: حمید براتی(عمران) به مدد امیر مصلایی نژاد(مکانیک)

learning english

نكات كلي در مورد روش مطالعه در زبان آموزان:

مطالبي را انتخاب كنيد كه مناسب با سطح دانشتان باشد. يعني نكات دستوري و تعداد واژه هاي متن انتخابي آنقدرساده نباشد تا انگيزه مطالعه را ازدست بدهيد و يا زياد مشكل نباشد تا از رجوع مكرر به كتابهاي دستور يا فرهنگ واژه ها خسته شويد.


 • تا آنجا كه ممكن است مطالبي را بخوانيد كه.....

ادامه نوشته

point of love

if two people who love each other let a single instant wedge itself between them,it grows it becomes a month, a year,a centry,… it becames too late

نامجو

نسبت ذهن و زندگی من با ادبیات، موسیقی و سینما این گونه است: ادبیات مرا به جلو می‌راند، موسیقی مرا سرپا نگه می‌دارد و، با سینما استراحت می‌کنم. موسیقی متفاوتِ محسن نامجو برای من، حدِ فاصل میان ادبیات و موسیقی‌ست؛ و شاید همین باشد دلیل این که در کنار گوش‌کردن‌های همیشگیِ انواع سنتی و کلاسیک و مدرن، برای گوش کردن به برخی آثار نامجو، فرصت و موقعیتِ جداگانه‌ای را فراهم می‌کنم؛ در حالی که خود نامجو، آن چه را تا کنون ساخته و اجرا کرده، موسیقی ایده‌آل خودش نمی‌داند و منتظر فرصتی‌ست تا از این وضعیت وابسته به دو عنصر بازار و سانسور خلاص شود تا به موسیقی‌ای که واقعاً دوست دارد، بپردازد.

نامجو را نخستین‌بار در سال ۷۵ بود به گمانم که دیدم. کنسرتی پژوهشی داشت در تالار فارابی دانشگاه هنر، و قرار بود متن بیانیه‌ی مفصل این کنسرت را من بخوانم، که در آخرین لحظه‌ها، حاج‌آقایی آمد از نمایندگی یک نهادی و گفت: مجوز این کنسرت فقط برای اجراست؛ بزنید و بروید، بیانیه، بی‌بیانیه! در طول اجرای کنسرت هم اتاق فرمان نور و صدا آن‌قدر نابلدی کرد و آزار داد که کنسرت زهرمار همه‌مان شد و، نشد حتا که گپِ مفصل‌تری بزنیم و دستِ‌کم درد دل بیش‌تری. چوب سانسور، از همان یازده سال پیش، بر گرده‌ی نامجو فرود آمد و، من دیگر او را نیافتم تا پارسال و اکنون که پسر دوساله‌ام با زبان بی‌زبانی‌اش، گاهی کنارم می‌آید و می‌گوید: تولنجو بدا (ترنج را بگذار) و، بعد هم صدایش را کلفت می‌کند و می‌خراشد و نیم‌زبانی داد می‌زند: به دس ناااااااایـی!

گفت‌وگویی را که می‌خوانید، گفت‌وگویی‌ست تحلیلی و تخصصی درباره‌ی شیوه‌ی موسیقی محسن نامجو که شاید خوشایندِ کسانی نباشد که نسبت به موسیقی سنتی، و خصوصاً استادان معاصر این موسیقی هم‌چون شجریان، تعلق خاطری متعصبانه دارند. زحمتِ این گفت‌وگو را مهدی شهسواری کشیده و، در مقدمه‌ی گفت‌وگویش چنین نوشته:  محسن نامجو متولد ۱۳۵۴ تربت جام است و بزرگ‌شده‌ی مشهد. در نوجوانی موسیقی را شروع کرد و در همان سال‌ها پدرش را از دست داد. راهنمایی را در مدرسه‌ی تیز‌هوشان درس خواند. در ۱۷ ـ ۱۸ سالگی برای تحصیل در رشته‌ی تئاتر به دانشگاه تهران رفت، اما با قبول شدن در رشته‌ی موسیقی، تئاتر را رها کرد. پس از پنج ترم پاس کردن و نکردن واحدهای درسی منجمد دانشگاه تهران، موسیقی را هم نیمه‌کاره رها کرد. در خلوت خودش آن قدر با ساز‌هایش شوخی کرد تا روزگار به او خندید و به جشنواره‌ی روتردام هلند دعوت شد. از آن‌جا بود که دنیا برای او و ما ترکید.

مهدی شهسواری: از کجا شروع کردید؟
محسن نامجو
: از آواز ایرانی، آموزش ردیف ایرانی. تا یک سال اول ردیف کریمی و بعد ردیف میرزا عبدالله دوامی که در نزد آوازخوانان، ردیف معتبرتری‌ست. و هم‌زمان با آن سلفژ و نت‌خوانی. دقیقاً ۱۸ سال پیش.
براي خواندن ادامه مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه کنيد.
ادامه نوشته