مردی که چیز داشت!!!

یه جریان رو میگم از قول آقای قرائتی بی ادبی هم میشه شما ببخشید

 بنده خدایی داشت تو خیابون میرفت خیلی برای رفع حاجت بهش فشار اومده بود نمیدوست چه کنه!!

کجا برم ؟؟به کی بگم؟؟چی کار کنم؟؟

دید یه دارو خانه درش بازه بدو بدو رفت تو  داروخانه و در زدو از مسئول داروخانه پرسید؟؟

زغال دارید؟؟

داروخانه ای گفت نه!!!

مرده  مشکل دار گفت: ای بابا تو میدونی زغال چه خاصیتهایی داره؟؟

بوی یخجال رو میبره!!و .....

داروخانه ای که توش زغال نباشه رو باید توش ....د

دوباره مدتها گذشت و باز از همونجا رد میشد بهش فشار اومده بود

رفت و در داروخانه و در را باز کرد از ریییس داروخانه پرسید:زغال دارید؟؟

مسئول داروخانه که چشمش ترسیده بود گفت:بلللللللللللللللللللله ببین نشون داد دید چیده چند بسته زغال را تا سقف

مرد مشکل دار گفت:ای بابااااااااااااااااااااااا کو بهداشتتتتتتتتتتتتتتت

اخه مرتیکه داروخانه و زغال؟؟

میدونی چقدر کثیفه؟؟؟

داروخانه ی که توش زغال باشه باید توش ......د(ببخشید تو رو خدا نمیشه تو جک دست ببرم)

رفت مدتها بعد دوباره همون مشکل (خب ادمیه دیگه دقیقا جلوی همون داروخانههه چیز! میشده)

بدو بدو رفت داخل داروخانه و گفت:آقا زغال داری؟؟

داروخانه بدو بدو اومد گفت آقاااااااااااااااااا

دستشویی اونجاست تو بیا برو کارتو بکن ولمون کن

نه تو زغال بخری نه بهداشتی تو فقط .... داری و لذا بیا برو ...... کن برو

پیام این متن

1- تو مملکت ما خیلیییییییییییییی ها اینطورین چپی ها هستن معترضن/ راستی ها هستن معترضن/کسی نیست معترضن/نباشه معترضن/ بخدااگه همین میرحیسن میشد هم معترض بودند.

اینها فقط هدفشون....... هست که باید بگی بابا اینجا کشور من وطن من جاش نیست بدو بیرووووووووووووون

 تو رو خدا بحث رو سیاسی نکنید این رو همینطوری نوشتم اسم میرحسین رو.

 

برگرفته از بروفایل حرف حساب(سایت کلوب)