درختان مقدس در ایران باستان
پیش از ظهور زرتشت، مهر پرستان درختان را بسیار مقدس مى دانستند.
در فرهنگ زرتشتى، فرشتگان به عنوان آفریده اهورا مزدا حامى و پشتیبان عناصر و پدیده هاى طبیعى به شمار مى رفتند از جمله امرداد كه به عنوان فرشته جاودانگى و بى مرگى در عالم جسمانى، نگهبانى نباتات و رستنى ها از جمله درختان را بر عهده دارد.
درخت یكى از مظاهرى است كه خیلى پیش تر از این، بشر به نشان تقدس در برابر آن سر تعظیم فرود آورد و تصور مى كرده كه در هر درختى خدایى وجود دارد و از این رو درخت را به طور خاص مورد پرستش قرار داده اند.
صرف نظر از اینكه این پرستش نوعى وهم و خرافه بوده یا... به هر ترتیب به عنوان یكى از عوامل بازدارنده تخریب جنگل ها مطرح بوده است.
برخى روایات موجود حكایت از این دارد كه ایرانیان درختان را تجسم انسان هاى نیكوكارى مى دانستند كه پس از مرگ به درخت تبدیل شده اند تا زندگى جاوید پیدا كنند از این رو درختان كهنسال هنوز هم در بسیارى از نقاط ایران مقدس شمرده مى شوند و مردم با دخیل بستن به آن، این مهم را نشان مى دهند.
اما امروز پس از گذشت هزاران سال تقدس درختان مفهوم واقعى و حقیقى به خود گرفته است و دانش امروزى نیز آن را به اثبات رسانده است.
درخت در ابعادى گسترده در خدمت انسان است و داراى ارزش هاى بوم شناختى و اقتصادى فراوانى است و تاثیرات عینى كه در حفظ محیط زیست دارد جاى هیچ شبهه اى به جا نگذاشته است.
درخت در اسطوره هاى مختلف ملل
افسانه هاى زیادى در رابطه با درختان در بین ملل مختلف وجود دارد كه همگى مضمون واحدى را بیان مى كند و اگرچه شكل آنها با هم متفاوت است ولى داراى شباهت هاى زیادى هستند. در این میان افسانه هایى كه مربوط به اعجاز درختان است و به نحوى با انسان ارتباط دارد جایگاه ویژه اى دارد.
اعتقاد به درخت به عنوان نشانه اى از حیات جاویدان از تمدن سومریان به بعد رایج شد. یونانیان معتقد بودند وقتى خدایان مى خواهند به كسى محبت كنند یا خود را به صورت درخت ظاهر مى كنند یا او را به شكل درخت تغییر مى دهند (البته در روستاى ورسان از توابع شهرستان آشتیان در استان مركزى نیز روستاییان چنین افسانه اى را براى دو درخت قیچ كه از دل تخته سنگى بزرگ در كوه آقاپیر غیب بیرون آمده روایت مى كنند و...)
تا قبل از میلاد مسیح قربانى كردن و نذر كردن به درختان منسوب به خدایان و یا سایر درختان مقدس بسیار مرسوم بوده است؛ چرا كه انسان هاى اولیه بر این باور بودند مرگ خود تولد زندگى است. این آئین هنوز هم در اكثر جوامع باقى مانده است و چون تقدس و پرستش گیاهان به نوعى پرستش از طبیعت به حساب مى آمد، لذا برروى گور مردگان هم كاشته مى شد كه البته همچنان باقى است.
در تمام ادیان باستانى رسم بر این بود تا جهت شكرگزارى از نعماتى كه خدایان به آنها ارزانى داشته اند محصول و دسترنج خود را كه غالباً انگور، انجیر، انار و زیتون بود با خود به معابد مى بردند و پس از انجام مراسم نیایش در پاى خدایانى كه مظهر درختان و گیاهان بوده اند میان مردم تقسیم مى كردند. باقى مانده چنین مراسمى به شكلى تغییر یافته هنوز در بین كلیمى ها مرسوم است. این سنت در بین ارامنه عهد باستان هم وجود داشته است.
این مراسم در طول تاریخ متحول شده و با تغییراتى اندك در حال حاضر به عنوان یكى از اعیاد ارامنه به شمار مى آید. به طورى كه بعد از نیایش به درگاه خداوند و طلب آمرزش، مراسم تبرك انگور به طرز باشكوهى انجام مى شود. در قدیم این مراسم در تاكستان ها صورت مى گرفت و مردم معتقد بودند بعد از تبرك انگور باید براى پرندگان هم سهمى در نظر گرفت. به همین دلیل از شاخه هاى بلند درختان، خوشه هاى انگور آویزان مى كردند تا پرندگان از آن استفاده كنند.
زرتشتیان به چنین مراسمى، با همان فلسفه اولیه هنوز هم وفادار هستند و جالب آنكه در بین آنها درخت انار و انگور برترى دارد؛ چون معتقدند انار سمبل تكثیر نسل بشر است. حیات اسرار آمیز درختان، عظمت، دیر زیستى، تجدید حیات، بارورى و بسیارى از ویژگى هاى درختان باعث شده تا درختان نقشى خداى گونه در تصور انسان ها داشته باشند و همین امر غالباً باعث ستایش درختان شده است.
درخت در اسطوره هاى ایرانى
بسیارى از مردم بر این باور بوده اند كه درختان مقدس، قدرت آن را دارند كه گله ها را افزایش دهند، خورشید را به درخشش وادارند، باران را پدید آورند، زنان را بارور كنند و در زایش به آنها یارى رسانند كه برخى از این اعتقادات هنوز هم به شكل دخیل بستن در جامعه ایرانى باقى مانده است.
در اسطوره شناسى ایرانیان، احترام به درخت به ویژه درختان كهنسال تا حدى است كه زرتشت سپنتامن مى گوید: هر كس درخت كهنسالى را قطع كند مى میرد. در اوستا آسیب رساندن به درختان، گناه بزرگى محسوب مى شود. زرتشت درختكارى و آبادانى زمین را كردارى نیك مى دانسته است. در وندیداد آمده است كه: زرتشت از اهورامزدا مى پرسد كه اى آفریننده جهان، مینوى چه كسى زمین را بیشتر خوشحال مى كند و اهورامزدا پاسخ مى دهد كسى كه بیشترین مقدار كشت كند و بیشترین مقدار درخت بكارد و علوفه سبز تولید كند و زمین را سیراب كند.
گیاهان مقدس
پروفسور شفیع جوادى 30 گونه گیاهى را به عنوان گیاهان مقدس انتخاب مى كند كه از مهم ترین آنها مى توان به درخت پرتقال، زیتون، انجیر، انار، بلوط، سرو، سروكوهى، صنوبر، كاج، شمشاد، نرگس، چنار، خرما و سرخدار اشاره كرد.
وى در مورد درخت پرتقال در كتاب خود مى نویسد: از دوران هاى بسیار كهن در مشرق زمین- ایران و خاورمیانه - پرتقال به عنوان میوه خورشیدى وجود داشته است و در ادبیات كهن نیز همراه آثار هنرى، میوه پرتقال منعكس است. در اروپا بین مسیحیان، درخت پرتقال را مطلوب مریم مقدس همیشه باكره، سمبل پاكى و صداقت و دوستى مى پندارند و تازه عروسان پیشانى خود را با گل هاى این درخت تزئین مى نمایند.
انجیر نیز از آن دسته از میوه هایى است كه در كتب دینى به فراوانى از آن یاد شده است. مسلمانان آن را میوه بهشتى و مصریان آن را سمبل تولید مثل مى دانند.
و بالاخره اعتقاد ایرانیان به درختان بیشتر از آنكه به شكل پرستش خدایان در قالب درخت جلوه گر باشد، از جهت نقشى بوده كه درختان در طول تاریخ در زندگى آنها ایفا كرده اند. یكى از درختان مقدس در نزد ایرانیان چنار است. به طورى كه در گذشته هاى دور در كنار چنار هاى تنومند اماكن زرتشتیان و یا كلیسا بنا مى شده است (كلیسا در كنار درخت چنار مقدس روستاى قلات در حوالى شیراز) و امروز نیز بسیارى از امامزاده ها قرار دارند همچون چنار 1000 ساله امامزاده صالح كه در یك اقدام نسنجیده نیمه شب قطع و براى همیشه ریشه كن شد تا شهردارى به جاى آن حوض آب و باغچه بنفشه ایجاد كند.
خانم ژان دیولا فوآ، باستان شناس فرانسوى كه نزدیك به 120 سال قبل از چنار تجریش در صحن امامزاده صالح بازدید كرده بود در یادداشت هاى خود مى نویسد: در روستاى تجریش باغ زیبایى است به نام باغ فردوس كه در وسط این باغ درختان زیبایى كاشته اند یكى از آنها چنارى است كه به مثابه صحن و رواق مسجد تجریش است و آن را مقدس مى دانند و به آن شمع روشن مى كنند و نذر مى كنند. شاخه هاى قطور آن هر یك همانند درخت بزرگى است كه ساختمان ها را پوشانده و مخفى كرده اند و مسلمانان در زیر سایه اش نماز مى خوانند و در كنار آن در لاى ریشه هاى قطور، چایچیان و شربت فروشان سماور و استكان و سبو هاى خود را قرار داده و به صورت چایخانه و كافه درآورده اند.
از دیگر درختان مقدس در فرهنگ ایرانیان نارون، شمشاد، سرو، زیتون و كاج و خرما است. درخت سرو نزد ایرانیان بسیار عزیز بوده است و به خوش قامت ترین افراد نسبت داده مى شود و اشعار زیادى درباره آن تاكنون سروده شده است ولى هرگز افكار ماوراءطبیعى و خرافى كه در افسانه هاى اساطیرى یونان و روم وجود دارد درباره سرو در بین ایرانیان دیده نشده است.
تقدس درخت سرو تنها مربوط به اعتقادات مهرپرستى است. بنابه آثار به جا مانده و نوشته هاى تاریخى در كاشمر، سرو مشهورى وجود داشته كه زرتشتیان آن را مقدس مى شمردند و پاى آن محل نیایش بوده و برخى زرتشتیان معتقد بودند كه مقبره زرتشت در آنجا بوده است. فردوسى در این باره مى گوید: «پیامبر زرتشت یك درخت سرو شگفت كه سرشتى مینوى و اندازه اى بسیار بزرگ داشت از ناحیه كاشمر در آتشكده برزین مهر بر زمین نشاند...»
ولى چون ایرانیان همیشه به نیایش و ستایش در پیرامون آن مى پرداختند به دستور متوكل عباسى، آن سرو را از ته بریدند تا دیگر یادگارى از دین و آئین ایرانیان به جا نماند. حتى آتشكده اى كه در اطراف آن بود ویران كردند كه هم اكنون آثارش به جا مانده است.
و بالاخره ما با درخت چه مى كنیم؟ تخریب هاى گسترده جنگل هاى شمال طى دهه هاى اخیر، تخریب 1500 هكتارى باغ هاى شیراز تنها در مدت یك دهه (دهه 60) و تخریب 400 هكتارى باغ هاى تهران و... خود گواه این امر است كه نه درخت ارزشى در فرهنگ ایرانى دارد و نه سلامت مردم و محیط زیست. حفاظت از درخت همیشه نشان از درجه تمدن جوامع به حساب مى آمده است آنچنان كه از بعد زیست محیطى اگر بخواهیم تمدن هخامنشى را بررسى كنیم مى توان به اولین منطقه حفاظت شده جهان توسط ایرانیان در بیش از 2000 سال قبل اشاره كرد، آن زمان كه گوشه اى از جنگل هاى ارسباران در آذربایجان به دستور خشایار شاه و با اعزام بخشى از گارد سلطنتى وى به منطقه تحت حفاظت قرار گرفت تا «پردیس» هخامنشیان همواره سبز و آباد باشد اما امروز جز تكه هاى كوچكى از آن باقى نمانده است.
منابع: كتاب «درختان و محیط زیست» تالیف: هنریك مجنونیان
دیدى نو از دینى كهن: تالیف فرهنگ مهر
گیاهان مقدس: تالیف پروفسور شفیع جوادى
كیمیاى سبز:مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
هر کدوم از دانشجویانی مکانیک چمران ورودی 87 که مایل هستند از نویسندگان این وب شوند در قسمت نظرات اعلام کنند تا اسرع وقت جزو نویسندگان وب شوند.