آرامش پیش از طوفان
تابستون و یه عالمه فکرای جور واجور که به ذهن بر و بچّه های مکانیک 87 خطور می کنه :
یکی میاد سایت میزنه و انصافن هم وقت میذاره واسش و ما هم بهش میگیم "دست شما درد نکنه، چرا زحمت کشیدی، چرا ..." ! بسّه دیگه 14جان! دور بر ندار؛ همین تشکّر هم زیادته (آیکون کسی که خیلی طلبکاره
)
یکی دیگه هم میاد عکس خواهر زادشو میندازه روی وبلاگ و عالَم و آدمو سر کار میذاره ! 
جناب ملکشاهی! این تابستونی بچّه ها خودشون بلدن چه طوری خودشونو سر کار بذارن، شما دیگه شعله شو زیادتر نکن ! 
* امّا از شوخی که بگذریم پست تشخیص هویّتی که گذاشتی (مخصوصن اون عکس سوّمیه)، پست دنباله دار و جالب انگیز ناکی(!) بود که خوشمان آمد. « دست شما هم، دُدُست! » 
بعد از این همه مقدّمه چینی میخوام بگم چند وقتیه بچّه ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم هی بهم میگن بابا صندلی داغ خونمون اومده پایین ! دِ یکی رو بذار جیز کنیم !
(اینم یکی از همون فکرای جور واجوره که اوّل حرفم گفتم)
من که مخالفتی ندارم، به خصوص حالا که می بینم جوّ دوستانه ای برقراره و خدا رو شکر کسی قرار نیس از کسی ناراحت بشه و امیدوارم اوضاع همیشه همین جور بمونه! 
امّا یه مشکل که وجود داشت این بود که اگه بخوایم دست به کار بشیم ، با اوایل شهریوری رو به رو میشیم که بالاخره قراره بمب ساعتی سیالات توش بتّرکه که به احتمال زیاد طوفانی بر پا خواهد کرد که دامن این صندلی داغمونو هم میگیره ! اعلام نمرات همون سیالاتی که برای بازدیدکنندگان این وبلاگ از نون شب هم واجب تره که الان هم در آرامش پیش از اون به سر می بریم !
*در نهایت تصمیم گرفته شد که فعلن این خبر رو اعلام کنیم و ببینیم بچّه ها نظرشون چیه و دوس دارن کیو روی صندلی بذاریم.
هرکی نظرشو توی بخش نظرات بگه و اصلن هم ترس به دلش راه نده! ما هم برای خودش و هم برای نظرش امنیّت جانی و غیر جانی رو فراهم می کنیم و در نهایت با توجّه به نظر اکثریت ، شخص مورد نظر انتخاب میشه و بعدش هم میتونه بره خودشو آماده کنه، کتاب بخونه، اطلاعات خودشو ببره بالا و در کل؛ هر کاری کنه که کمتر بتونیم داغش کنیم
---> بعد از اعلام نمرات سیالات هم می بندیمش به صندلی!
هر کدوم از دانشجویانی مکانیک چمران ورودی 87 که مایل هستند از نویسندگان این وب شوند در قسمت نظرات اعلام کنند تا اسرع وقت جزو نویسندگان وب شوند.