با عرض سلام خدمت همه ي همگروهاي گرام

يه اتفاقو واستون نقل مي کنم و بعدشم يه پيشنهاد:

ديروز تو راهرو چند تا از بچه هاي خودمونو ديدم دور هم جمع شده بودن منتظر شروع کلاس منم رفتم پيششون با سلام عليک و يه کم بگو بخند که يهو يکي از بچه ها رو ديدم که نمي دونم از قبل اونجا ايستاده بود يا تازه به جمع اضافه شد.

با يه لحن کنايه آميز گفت:سلام آقاي ملکشاهي.

گفتم:سلااام چطوري؟

گفت:يه دست دادنم بلد نيستي؟پس تو اين ... (اسم يه تشکل دانشجويي رو گفت)دست دادنم يادتون ندادن.

بعد از يه کمي طعنه کنايه از طرف اون و متقابلن از من با ناراحتي از هم جدا شديم...

اين يه نمونه ي سادس از کلي دلگيري بين بچه هاي مکانيک۸۷ که سر کلاسا تو راهروها تو وبلاگ و الي ماشاالله خيلي جاهاي ديگه هر روز اتفاق مي افته.

بيايد يه نگاه به بچه هاي بعضي گروهاي ديگه(اسم گروهو نميارم که فردا آتو دست کسي نداشته باشيم) بندازيم.با هم اينطورين؟

نه به خدا.تازه با اون همه رقابت درسي که با هم دارن بر عکس ما که تنها کاري که با تمام وجود انجام مي ديم درس نخوندنه.

 خيلي سياه نمايي کردم؟حق با شماست.بچه هاي گروه ما از خيلي جهات عالين ولي بهتره يه کم تو نگاهمون نسبت به همديگه تجديد نظر کنيم.

اين طور نيست؟

 

  ... که دل شکستن هنر نمي باشد ...